![]() |
![]() |
|
| شرمنده از آنیم که در روز مکافات ، اندر خور عفو تو نکردیم گناهی |
|
در يك موزه كه با سنگ هاي مرمر كف پوش شده بود، مجسمه ي بسيار زيباي مرمريني به نمايش گذاشته بود كه مردم از راه هاي دور و نزديك براي ديدنش به آنجا مي رفتند. كسي نبود كه مجسمه ي زيبا را ببيند و لب به تحسين باز نكند. شبي سنگ مرمريني كه كف پوش سالن بود با مجسمه شروع به حرف زدن كرد:« اين منصفانه نيست، چرا همه پا روي من مي گذارند تا تو را تحسين كنند؟ مگر يادت نيست، ما هر دو در يك معدن بوديم؟ اين عادلانه نيست؟ من خيلي شاكيم!» مجسمه لبخند زد و آرام گفت:« يادت هست، روزي كه مجسمه ساز خواست رويت كار كند، چقدر مقاومت و سر سختي كردي؟» سنگ پاسخ داد:« آره، آخر ابزارش به من آسيب مي رساند، گمان كردم مي خواهد آزارم دهد، من تحمل اين همه درد و رنج را نداشتم.» و مجسمه با همان آرامش و لبخند مليح ادامه داد:« ولي من فكر كردم كه به طور حتم مي خواهد از من چيزي بي نظير بسازد، بطور حتم قرار است به يك شاهكار تبديل شوم. بطور حتم در پي اين رنج، گنجي نهفته هست. پس به او گفتم هر چه مي خواهي ضربه بزن، بتراش و صيقل بده! لذا درد كارهايش و لطمه هايي را كه ابزارش به من مي زدند را به جان خريدم و هرچه بيشتر مي شدند، بيشتر تاب مي آوردم تا زيباتر شوم. امروز نمي تواني ديگران را سرزنش كني كه چرا روي تو پا مي گذارند و بي توجه عبور مي كنند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 18:17 توسط اشاوهیشتا |
|
|
خاتمي آمد .... پرشور ... پر حرارت .... امروز نصف جهان يكپارچه سبز بود .... يكدل و يكصدا ... با اينكه نيروهاي سلحشور طرفدار دكتر محمود بلندگوها رو قطع كرده بودن تا صدا نياد اما بازم مردم موندن ... دلگرمي دادن ... حمايت كردن .... آفرين به اين ملت .... امروز اصفهاني ها اثبات كردند كه سبز هستن و شايعات ديگه در موردشون صحت نداره .... با اينكه براي دكتر محمود كه روز جمعه اصفهان بودن نزديك 25 تا 30 اتوبوس از روستاها و شهرستان هاي اطراف اصفهان آورده بودن اما ديروز همه اصفهاني بودن ... همههههههههههه و جالبتر اينجا كه از همون 5 مردم از ميدون بخطار ازدحام جمعيت خارج ميشدن اما ميدون خالي نميشد ... حدوداي ساعت 7 بود كه متاسفانه حدود دروازه دولت و طالقاني درگيري هايي رخ داد كه خب ما هم بي نصيب نمونديم ... اما دختري چنان باتومي خورد كه ديگه نتونست پاشه ... درگيري بين هوادارن موسوي و نيروي انتظامي و برخي از هوادارن دكتر بود .... جالبتر اينكه همزمان با سخنراني خاتمي نازنين راس ساعت 5:30 عصر در مورزشگاه تختي اصفهان هوادارن دكتر محمود جشن ميلاد كوثر گرفته بودن به مناسبت تولد حضرت فاطمه ( اونم 1 هفته زودتر از تولد !!!!) كه با حضور جناب عليرضا افتخاري!!! و ارتباط مستقيم با حسين رضازاده !!!! انجام گرفت .... علاوه بر اين ها تعدادي از هوادارن دكتر محمود سبز پوشيده بودن و فحاشي ميكردن براي تخريب شخصيت ميرحسين و طرفدارانش كه حقشون كف دستشون گذاشته شد .... اينم چند تا عكس از ديروز .... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 15:0 توسط اشاوهیشتا |
|
|
با وجود آنکه شورای
تامین بعد از ممنوعیت سخنرانی در حرم مکان تجمع را از ورزشگاه تختی به
ورزشگاه کوچکتر کارگران تغییر داد تجمع مردم در این ورزشگاه و خیابانهای
اطراف به حدی بود که برگزارکنندگان و مسئولان ستادهای موسوی نیز غافلگیر
شدند
سخنرانی خاتمی در حمایت
از میرحسین موسوی در ورزشگاه کارگران مشهد، با استقبال گسترده بیش از 60
هزار نفر از مردم مشهد و سایر شهرهای خراسان رضوی مواجه شد.![]() ![]() به گزارش خبرنگار سایت آینده از مشهد با وجود آنکه شورای تامین استان به بهانههای واهی و بر خلاف اعلام قبلی گسترده، دو روز مانده به برگزاری این تجمع مکان آن را از ورزشگاه تختی به ورزشگاه کوچکتر کارگران تغییر داد تجمع مردم در این ورزشگاه و خیابانهای اطراف به حدی بود که برگزارکنندگان و مسئولان ستادهای موسوی نیز غافلگیر شدند. ![]() ![]() با آنکه زمان شروع مراسم ساعت 17 اعلام شده بود مردم از ساعت 14 به محل این ورزشگاه آمدند و ساعاتی پیش از شروع سخنرانی ورزشگاه مملو بود از طرفداران موسوی و خاتمی که با پرچم و کلاههای سبزرنگ در آن به سر دادن شعارهایی به نفع مهندس موسوی میپرداختند. ![]() ![]() این مراسم با کارشکنیهای متعدد مسئولان استانی همراه بود به نحوی که عدهی زیادی از طرفداران موسوی از ساعت 11 صبح در مسیر ورود خاتمی که از پیش اعلام شده بود برای خوشامد گویی صف کشیده بودند اما نیروهای نظامی و امنیتی مسیر حرکت خاتمی را تغییر دادند. ![]() ![]() ![]() افزون بر اینها چمن این ورزشگاه نیز به شدت آبیاری شده بود به نحوی که بسیاری از حاضران به محض نشستن گلآلود میشدند و تمامی جویها و محوطهی بیرون از ورزشگاه کارگران نیز که بخشی از جمعیت عظیم خارج از ورزشگاه بناچار در آنجا قرار داشتند مملو از آب و گل بود. ![]() ![]() ![]() فشار جمعیت به حدی بود که دهها نفر به خاطر مشکلات قلبی و تنگی نفس دچار تشنج شدند و یکی از داربستهای اصلی نیز واژگون شد. ![]() ![]() ![]() خاتمی پس از حضور در ورزشگاه به شدت مورد استقبال حاضران قرار گرفت. پیش از آن نمایندگان هنرمندان و اقوام مختلف خراسانی با حضور در جایگاه، از سوی اقشار مختلف مردم و هنرمندان حمایت خود را از مهندس موسوی ابراز داشتند. خاتمی در این سخنرانی ضمن انتقاد شدید از تخریب و دروغگوییهای دولت نهم و به خصوص رئیس آن، از همگان خواست به موسوی رای دهند. او گفت یکی از ناراستیهای این دولت این است که تورم 23 درصدی را 16 درصد اعلام میکند و دیگر آنکه اعلام نمیکند دولت را در حالی از دولت قبلی تحویل گرفته است که تورم 14 درصد بوده است. ![]() ![]() استقبال بیسابقه از خاتمی در حالیست که طرفداران احمدینژاد با صرف هزینههای هنگفت و به خصوص با نفوذ در هیآت مذهبی مشهد که مذهبی ترین کلان شهر ایران است، توانسته بودند به گونهای وانمود کنند که گویی در مشهد اکثریت با طرفداران احمدینژاد است. اما جمعیت حاضر در ورزشگاه که پس از پیوستن به جمعیت حاضر در خیابانهای اطراف دست کم 60 هزار نفر تخمین زده میشد نادرستی این گمان را ثابت کرد. ![]() ![]() افزون بر این مناظرهی شب پیش احمدی نژاد با محسن رضایی که نادرستی بسیاری از ادعاهای اقتصادی احمدینژاد را در فضایی آرام اثبات کرده بود، به موج مخالفان احمدینژاد بیش از پیش یاری رساندتصاویر و فیلمهای ثبت شده از این تجمع عظیم بر روی سایت آینده قرار خواهند گرفت.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 1:55 توسط اشاوهیشتا |
|
|
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:23 توسط اشاوهیشتا |
|
|
ياد يار مهربان آيد همي ....
وعده ي ديدار ما روز 20 خرداد 1388 ساعت 5 عصر ميدان نقش جهان
دوستان براي هماهنگي با ستاد مركزي انتخابات لطفا راس ساعت 4 هتل پل باشيد تا مسير را با هم همراه باشيم ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 2:27 توسط اشاوهیشتا |
|
![]() ---------------------------------------------------------------------------- ![]() ------------------------------------------------------------- ![]() ------------------------------------------------------ ![]() ----------------------------------------------- ![]() لينك دانلود زنجيره ي انساني ياران سبز در حال خوندن يار دبستاني ( پسوند 3gp) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 2:12 توسط اشاوهیشتا |
|
|
نوشته هر چه بود تموم شد ، نوشتم عمر من حروم شد نوشته رفتي ز يادم ، نوشتم شمع رو به بادم نوشته در دلم هوس مرد ، نوشتم دل توي قفس مرد كاشكي نبسته بودم زندگيمو به چشمات كاشكي نخورده بودم به سادگي فريب حرفات لعنت به من كه آسون به يك نگات شكستم به اين دل ديوونه راه گريزو ساده بستم ....... براي من نوشته گذشته ها گذشته تمام قصه ها هوس بود براي او نوشتم براي تو هوس بود ولي براي من نفس بود .... كاشكي خبر نداشتي ديوونه ي نگاتم يه مشت خاك ناچيز افتاده اي به زير پاتم كاشكي صداي قلبت نبود صداي قلبم كاشكي نگفته بودم تا وقت جون دادن باهاتم .... بمير و دم نزن ... شايد ؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 21:47 توسط اشاوهیشتا |
|
![]() ازپس پرده نگاه کن مثل شطرنج زمونه هرکسی مثل یه مهره توی این بازی می مونه یکی مثل ما پیاده یکی صدسال سواره یه نفرخونه به دوشه یکی دوتاقلعه داره
یه طرف همه سیاهو یه طرف همه سفیدن روبروی هم یه عمره ما رو دارن بازیمون میدن
اوناکه اول بازی توی خونه ی تو ومن پیش پای اسب دشمن اون همه سربازو چیدن
ببین امروزم توبازی میون شاه و وزیرن هنوزم بدون حرکت پشت ما سنگرمیگیرن
تاج وتخت شاه دیروز در قلعه شون نمیشه به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه
یادشون رفته که اون شاه که به صدمهره نمی باخت تاجو از سرش تو میدون لشکرپیاده انداختند
اون که مارو بازی میده اونکه مهره روچیده اونکه نه شاه نه سرباز نه سیاه نه سفیده ....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 18:48 توسط اشاوهیشتا |
|
|
به عزت شرف هر چه بود و رفته به باد به یاد واژه ی بادا مبارک این اعیاد
کلون خسته ی یک فصل سبز را بزنیم به تسلیت بنشینیم و حرف هم نزنیم
زمانه بد رقم از دست ما نَفَس را برد و دل کنار زمستان چقدر گریه شمرد
حسادت من و تو فصل سرد پاییز است همیشه جاده حسرت برای ما لیز است
کفن کشیده به رویش زمین ؛ زمستان است و در مراسم مرگش ستاره مهمان است
همیشه خاطره ای می زند مرا به زمین چه حیف فصل زمستان شبیه انسان است
زمین به خاطر ما راه رفته را برگشت و او به خاطر ما در بهار گریان است
و ما به خاطر خود حرف تازه می سازیم به رسم مرده ی خود در بهار می نازیم
کجا به رسم تو کورش پُز و ادا جا شد چگونه رسم گل آلود آب پیدا شد
و جرم توست که با اسب کوچه را گشتی و پای زرد تمدن به رسم ما وا شد
چرا تو پای پیاده نرفتی و حالا سرود جشن تو در خاطرات تنها شد
و کاش رسم تو مجنون به یاد ما می ماند و کاش پای من از خارها غزل می خواند
و کاش کوچه پر از حس عاشقی تو بود وکاش راه تو را جشن عید می پیمود
"امير درخشان" |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 23:4 توسط اشاوهیشتا |
|
|
متن زير رو از يه وبلاگ ديدم ... فوق العاده جالب بود ... موسيقي مبتذل ايراني رو نشون ميده ...
واينكه ما كجاييم ... به كجا ميخوايم برسيم ... آخ روي ماهشو ببين الهي دستم بشكنه !!!!
من هم بیکار بودم داشتم وسط فلیکر و گوگل ریدر و ایران سانگ می چرخیدم گفتم ببینم ایشان برای طرفشان چه آهنگی زده است. اول گوشهایم تعجب کرد بعد چشمهایم گشاد شد ولی قضیه کاملا اوه مای گاد بود! این آهنگ مربوط
به احساسات آقای خواننده بعد از کتک کاری با خانم است به گونه ای که جای
انگشتهای این عاشق دلخسته روی صورت معشوق پریشان فراری باقی مانده است. لازم
به ذکر است که شاعر و خواننده و آهنگ ساز و تنظیم کننده و همه کاره این
آهنگ یک نفر یعنی آقای مجید خراطها خواننده جوان است که عکس گیتار به دستش
را هم چسبانده روی آلبوم. ایشان می فرمایند: اینو زدم اما دلم که از تو دل نمی کنه وای ببینم رو صورتت جای انگشتای منه گریه نکن عزیز من، الهی دستم بشکنه اما بدون هرجا بری خاطره هات مال منه آقای
خواننده گرچه می گوید الهی دستم بشکنه ولی گویا از این مساله هیچ هم
پشیمان نیست و یادآوری می کند که اینو زدم تا بدونی از دست تو ناراحتم و از آنجایی که به هر حال طرف باید مردانگی اش را به رخ بکشد می گوید: اینو زدم داری می ری یادت باشه مردی داری! خب
آدم چه بگوید!؟ گرفته خانم را زده، جای انگشتهایش هم روی صورت طرف مانده،
پشیمان هم نیست، احساس خوش مردانگی هم دارد، می نشیند ترانه هم می گوید
برای این شاهکارش! متن آهنگ را می توانید ببینید و بشنوید ولی محض استفاده اینجا هم کپی می کنم. اینو زدم تا بدونی موقع رفتنت نبود خدا نگهدارت باشه گرچه دلم راضی نبود حق نداری که بگذری از حرف من به سادگی زدم که یادت بمونه هر جا می ری باید بگی اینو زدم اما دلم که از تو دل نمی کنه وای ببینم رو صورتت جای انگشتای منه گریه نکن عزیز من، الهی دستم بشکنه اما بدون هرجا بری خاطره هات مال منه برو ولی بدون که من می مونم توی حسرتت آره الهی بشکنه دستی که خورد تو صورتت قربون گریه هات برم، رفتنت هم به دل نشست باید پیاده شیم گل، قایقمون به گل نشست اینو بدون فدات بشم، تو بدترین وضعیتم اینو زدم تا بدونی از دست تو ناراحتم تصمیمتو عوض نکن (عوض نکن ) اگه می خوای بری (بری) برو (برو) درسته که زدم ولی (زدم ولی) خیلی دوستت دارم تو رو (تو رو) الهی قربونت برم، خیلی برام بودی عزیز از پیش من برو ولی خاطره هامو دور نریز از پیش من برو، خاطره هامو دور اینو زدم اما دلم که از تو دل نمی کنه وای ببینم رو صورتت جای انگشتای منه گریه نکن عزیز من، الهی دستم بشکنه اما بدون هرجا بری خاطره هات مال منه اگر چه خیلی داغونه، حرمتی داره این خونه زدم که جای حلقه مون رو صورتت خونه کنه الهی قربونت برم، اشکات آتیشم می زنه آخ روی ماهشو ببین، الهی دستم بشکنه اینو زدم داری می ری یادت باشه مردی داری زدم ولی یادم نبود بخوام نخوام باید بری اینو زدم یاد بگیری اگر چه قیدمو زدی وقتی که می پرسم کجا، جواب سربالا ندی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 3:16 توسط اشاوهیشتا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من خويشاوند نزديک هر انساني هستم که خنجري در آستين پنهان نمي کند، نه ابرو به هم مي کشد، نه لبخندش ترفند تجاوز به حق و نان و سايبان ديگران است. نه ايراني را به تبار انيراني ترجيح مي دهم، نه انيراني را به ايراني. من يک لر بلوچ کرد فارسم. يک فارسي زبان ترک، يک افريقايي اروپايي استراليايي امريکايي آسياي ام، يک سياهپوست زرد پوست سرخ پوست سفيدم که نه تنها با خودم و ديگران کمترين مشکلي ندارم، بلکه بدون حضور ديگران وحشت تنهايي و مرگ را زير پوستم احساس مي کنم. من انساني هستم در جمع انسان هاي ديگر بر سياره ي مقدس زمين، که بدون ديگران معنايي ندارم
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
|
RSS
|