![]() |
![]() |
|
| شرمنده از آنیم که در روز مکافات ، اندر خور عفو تو نکردیم گناهی |
|
متن زير رو از يه وبلاگ ديدم ... فوق العاده جالب بود ... موسيقي مبتذل ايراني رو نشون ميده ...
واينكه ما كجاييم ... به كجا ميخوايم برسيم ... آخ روي ماهشو ببين الهي دستم بشكنه !!!!
من هم بیکار بودم داشتم وسط فلیکر و گوگل ریدر و ایران سانگ می چرخیدم گفتم ببینم ایشان برای طرفشان چه آهنگی زده است. اول گوشهایم تعجب کرد بعد چشمهایم گشاد شد ولی قضیه کاملا اوه مای گاد بود! این آهنگ مربوط
به احساسات آقای خواننده بعد از کتک کاری با خانم است به گونه ای که جای
انگشتهای این عاشق دلخسته روی صورت معشوق پریشان فراری باقی مانده است. لازم
به ذکر است که شاعر و خواننده و آهنگ ساز و تنظیم کننده و همه کاره این
آهنگ یک نفر یعنی آقای مجید خراطها خواننده جوان است که عکس گیتار به دستش
را هم چسبانده روی آلبوم. ایشان می فرمایند: اینو زدم اما دلم که از تو دل نمی کنه وای ببینم رو صورتت جای انگشتای منه گریه نکن عزیز من، الهی دستم بشکنه اما بدون هرجا بری خاطره هات مال منه آقای
خواننده گرچه می گوید الهی دستم بشکنه ولی گویا از این مساله هیچ هم
پشیمان نیست و یادآوری می کند که اینو زدم تا بدونی از دست تو ناراحتم و از آنجایی که به هر حال طرف باید مردانگی اش را به رخ بکشد می گوید: اینو زدم داری می ری یادت باشه مردی داری! خب
آدم چه بگوید!؟ گرفته خانم را زده، جای انگشتهایش هم روی صورت طرف مانده،
پشیمان هم نیست، احساس خوش مردانگی هم دارد، می نشیند ترانه هم می گوید
برای این شاهکارش! متن آهنگ را می توانید ببینید و بشنوید ولی محض استفاده اینجا هم کپی می کنم. اینو زدم تا بدونی موقع رفتنت نبود خدا نگهدارت باشه گرچه دلم راضی نبود حق نداری که بگذری از حرف من به سادگی زدم که یادت بمونه هر جا می ری باید بگی اینو زدم اما دلم که از تو دل نمی کنه وای ببینم رو صورتت جای انگشتای منه گریه نکن عزیز من، الهی دستم بشکنه اما بدون هرجا بری خاطره هات مال منه برو ولی بدون که من می مونم توی حسرتت آره الهی بشکنه دستی که خورد تو صورتت قربون گریه هات برم، رفتنت هم به دل نشست باید پیاده شیم گل، قایقمون به گل نشست اینو بدون فدات بشم، تو بدترین وضعیتم اینو زدم تا بدونی از دست تو ناراحتم تصمیمتو عوض نکن (عوض نکن ) اگه می خوای بری (بری) برو (برو) درسته که زدم ولی (زدم ولی) خیلی دوستت دارم تو رو (تو رو) الهی قربونت برم، خیلی برام بودی عزیز از پیش من برو ولی خاطره هامو دور نریز از پیش من برو، خاطره هامو دور اینو زدم اما دلم که از تو دل نمی کنه وای ببینم رو صورتت جای انگشتای منه گریه نکن عزیز من، الهی دستم بشکنه اما بدون هرجا بری خاطره هات مال منه اگر چه خیلی داغونه، حرمتی داره این خونه زدم که جای حلقه مون رو صورتت خونه کنه الهی قربونت برم، اشکات آتیشم می زنه آخ روی ماهشو ببین، الهی دستم بشکنه اینو زدم داری می ری یادت باشه مردی داری زدم ولی یادم نبود بخوام نخوام باید بری اینو زدم یاد بگیری اگر چه قیدمو زدی وقتی که می پرسم کجا، جواب سربالا ندی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 3:16 توسط مهر سپنتا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من خويشاوند نزديک هر انساني هستم که خنجري در آستين پنهان نمي کند، نه ابرو به هم مي کشد، نه لبخندش ترفند تجاوز به حق و نان و سايبان ديگران است. نه ايراني را به تبار انيراني ترجيح مي دهم، نه انيراني را به ايراني. من يک لر بلوچ کرد فارسم. يک فارسي زبان ترک، يک افريقايي اروپايي استراليايي امريکايي آسياي ام، يک سياهپوست زرد پوست سرخ پوست سفيدم که نه تنها با خودم و ديگران کمترين مشکلي ندارم، بلکه بدون حضور ديگران وحشت تنهايي و مرگ را زير پوستم احساس مي کنم. من انساني هستم در جمع انسان هاي ديگر بر سياره ي مقدس زمين، که بدون ديگران معنايي ندارم
|
|
RSS
|